تبليغاتX
من + او = عشق الهی
من + او = عشق الهی
آموزش،خانواده،دانستنی ها،اس ام اس،فال و طالع بیني،عشق،عاشقانه،دانلود،آهنگ،كليپ،موسيقي،موفقیت،عكس و..

در این که هر فردی تمایل دارد تا محبوب دیگران باشد، هیچ تردیدی نیست. خواستن پذیرش و تایید دیگران مقبول است، اما برخی افراد تایید را فراتر از یک تمایل و خواسته قلمداد میکنند. آنها تایید دیگران را نیاز و ضرورتی میپندارند که بدون آن قادر به حیات و بقا نیستند. هنگامی که اهمیت تایید ازسوی دیگران تا این حد مهم تلقی میگردد، شکست فرد در جنبه های گوناگون زندگی اجتناب ناپذیر ....



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388 توسط یه ... که میخونه |

مشکلات واقعی دوست شدن با یک مرد متاهل چه می تواند باشد؟ این سوالی است که اگر فکر دوست شدن با یک مرد زن دار هم در سرتان است باید در قدم اول از خود بپرسید.

شاید تا به حال مقالات و کتاب های زیادی درمورد این موضوع خوانده باشید که توسط زن های مجرد و تجربیات شخصی خودشان نوشته شده اند که خیلی از آنها نوشته هایی عالی اند و خیلی هایشان متوسط اند و خیلی ها فقط انکار مطلق اند. خیلی از این مقالات هم ممکن است توسط زن های متاهلی نوشته شده باشد که دوست ندارند ببینند مردی به زنش خیانت می کند چون ممکن است آن مرد همسر خودشان باشد. اما از خانم ها که بگذریم ممکن است خود مردان متاهل هم حرفی برای گفتن داشته باشند که بد نیست از حرف دل آنها هم باخبر شویم.

اگر به فکر این هستید که دوست دختر یک مرد زن دار شوید، شاید بهتر باشد که مفهوم دوست شدن مرد و زن را دوباره برای خود تعریف کنید چون اگر بخواهیم صادقانه بگوییم، فقط در شرایطی آن مرد واقعاً در رابطه با شماست که بتواند خود را متعهد کند یک دروغ عمدی بگوید که خودش هم کم کم باور کند. آنوقت تلاشی که باید برای بر هم نخوردن و تداخل پیدا نکردن برنامه های زندگیش بکند دوچندان می شود. شاید اول کار مشکلی نباشد اما کم کم متوجه می شوید که آن آزادی که بقیه افراد در دوستی های خود دارند شما ندارید، نمی توانید شب ها با هم بیرون بروید یا هروقت دوست داشتید به او تلفن کنید. از همان ابتدای کار هم این دوستی ارزش هدر کردن وقتتان را ندارد.

شاید اول کار این رابطه به نظرتان جالب بیاید. این واقعیت که او برنامه های خاصی برای زندگی خود دارد، زمان فراغت بسیار طولانی را در اختیارتان قرار می دهد که می توانید هر طور که دوست داشتید آنرا بگذرانید بدون اینکه شکایتی به شما کند. خیلی وقت ها ممکن است واقعاً با وضعیت موجود مشکلی نداشته باشد و کاملاً راحت باشد اگر بخواهید دوستان پسر دیگری را هم در زندگیتان راه بدهید. البته چاره دیگری هم ندارد. واقعاً نمی تواند شکایتی بکند چون خودش رابطه بسیار جدی دیگری پشت صحنه دارد، رابطه ای که بین شما و او قرار گرفته است. زمان خیلی کمی می برد که متوجه بشوید یک جای کار در همه آن عشقبازی ها و محبت ها می لنگد و اگر خودتان موضوع را کشف نمی کردید شاید اصلاً او به روی خودش هم نمی آورد.

یک حالت این دوستی ها اینطور است که از همان اول کار نمی خواستید که به طور جدی دوست دخترش شوید، مخصوصاً در مواردی که این رابطه از دوستی خیلی ساده و زیبایی که بین شما دو نفر بوده شکل گرفته باشد. وقتی کنار او هستید همه چیز خوب است اما این فقط در شرایطی است که فقط خودتان و خودش باشید، بدون اینکه کس دیگری از آن خبر داشته باشد. مکالماتی که قبلاً موقع ناهار یا در ایمیل ها داشتید دیگر آن مکالماتی نیست که در ماشین یا خانه تان دارید. کم کم حرفهایتان جنبه های شخصی تر و حتی جنسی تر به خود می گیرند. یا شما یا او سوال می پرسید و هر دو شما درگیر این هستید و نمی دانید که چرا دارید دزدکی این همه با هم وقت می گذرانید. حالت دیگر دوستی می تواند این باشد که او از همان ابتدای کار دل شما را برده است و دوستی از همان ابتدا جنبه جنسی هم داشته است ولی مشکل این است که او همیشه مجبور است زود برود، مدام در حال چک کردن تلفن همراهش است و شما نمی توانید هر کاری که می خواهید را در وقتی که می خواهید بکنید. احساساتتان سرکوب می شوند و کم کم متوجه می شوید که نمی توانید به همان سادگی که وارد این رابطه شدید، از آن خارج شوید. احساس گمگشتگی می کنید، گمگشتگی از این جهت که بین او و مشکلاتی که با همسرش دارد گیر افتاده اید.

اما چرا او نمی تواند با همسرش هم به همان اندازه که با شما راحت است راحت باشد؟ شما زنش را دیده اید، زشت نیست و خیلی راحت می شود با او کنار آمد. حتی ممکن است خودتان هم با او رابطه داشته باشید و خیلی وقت ها دوست دارید که به او بگویید که چه بین شما و شوهرش می گذرد اما نمی توانید چون او زن خوبی است و حقش نیست که زندگی زناشوییش اینطوری خراب شود. اگر هم قرار باشد کسی اینکار را بکند خود آن مرد است. ممکن است مرد در ابتدای رابطه دیوی از زنش برای شما ساخته باشد اما وقتی خودتان با آن آشنا می شوید می فهمید که اینطور نیست.

هیچکس نمی تواند به شما بگوید که با یک مرد زن دار رابطه داشته باشید یا نه. متنفر شدن از آن یکی زن کار ساده ای است اما برای خیانت همیشه دو نفر لازم است. خیلی جاها ممکن است فکر کنید که کسی هست که دوستتان دارد اما واقعیت این است که این مرد نمی تواند عشق و احترامی که شایسته شما باشد را در اختیارتان بگذارد. حتی ممکن است یک مرد زن باره باشد و هر چند وقت یکبار یکی مثل شما را بازیچه نفس خود کند. زمان و انرژی که با او هدر کرده اید را می توانستید خیلی جاهای دیگر استفاده کنید، حداقل با مردی که واقعاً لایق شما باشد.

سوال خیلی ساده ای که می خواهم بپرسم این است که آیا برای خودتان ارزش و احترام قائل هستید و آیا واقعاً می دانید خیلی مردهای مجرد خوبی هم هستند که بتوانید با آنها ارتباط برقرار کنید پس چرا باید وقتتان را با دوست شدن با یک مرد زن دار تلف کنید.

البته قسمت مادی این قضیه را هم نباید فراموش کرد.....

آدم ها همیشه از اشتباهاتشان درس می گیرند و می توانند این درس ها را به همدیگر هم منتقل کنند. اما به خاطر یک رابطه کوتاه مدت عاشقانه، بااینکار همه زندگیتان را به خطر می اندازید. پس عاقل باشید و از این رابطه بیرون بیایید و دیگر هیچوقت هم پشت سرتان را نگاه نکنید.

اگر می خواهید معنا و مفهوم عشق و زندگی را به خودتان یادآور شوید، فقط کافی است بدانید که در همچنین رابطه ای آن را پیدا نخواهید کرد.

 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388 توسط یه ... که میخونه |

ساندویچ دانه ای چند است آقا؟ پسرک دوره گرد بعد از پرسیدن این سوال از فروشنده دستان چروک خورده اش را درون جیبش برد و یک اسکناس بیست هزار ریالی کهنه بیرون آورد. فروشنده که تا آن زمان جواب پسرک را نداده بود با دیدن اسکناس بیست هزار ریالی قیمت ساندویچش را افزایش داد و به جای ده هزار ریال از او دوازده هزار ریال بابت یک ساندویچ طلب کرد. پسرک که نمی توانست ساندویج دیگری خریداری کند لبخندی زد و ساندویچ را کمی آن طرف تر به دخترکی داد که والدینش را گم کرده بود و به این پسر دوره گرد پناه آورده بود تا به کمک او والدینش را پیدا کند. دخترک ساندویچ را از پسر گرفت و با نگرانی گفت:"پس خودت چی؟" پسر نگاهی به مابقی پولش کرد و بقضش را خورد و گفت:" بی خیال آبجی، خدا بزرگه" مرد فروشنده که شاهد و مسبب این ماجرای تلخ بود تکانی به خودش داد و بی اهمیت به ادامه کارش پرداخت........



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388 توسط یه ... که میخونه |

طلاق برای اکثر افراد زندگی را جهنم می کند. بهبود یافتن بعد از آن راهی بسیار دشوار است. خیلی ها اصلاً به بهبودی نمی رسند، خیلی ها هم بااینکه به نظر می رسد آنرا پشت سر گذاشته اند اما هنوز هم درد ناشی از آن و ترس از نزدیک شدن به کسان دیگر را به دوش می کشند.....



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و سوم مرداد 1388 توسط یه ... که میخونه |

هرکسی استعدادی دارد. شاید استعداد شما پاشیدن شیر از دماغتان باشد...اما هرچه که باشد این هم استعدادی است. و تقریباً از همه استعددها می شود پول درآورد. کلید کار این است که آن استعداد پنهانتان را پیدا کنید و بعد آنرا به شکل یک بیزنس دربیاورید. متاسفانه خیلی ها در آن قسمت پیدا کردن استعداد درجا می زنند. به همین خاطر در این مقاله 55 راه برای پیدا کردن استعدادهای پنهانتان معرفی می کنم تا کار برایتان ساده تر شود......



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و سوم مرداد 1388 توسط یه ... که میخونه |

معمولا خانم ها دوست دارند با مردهایی صحبت کنند که رابطه خوبی با مادرانشان داشته، و برای آنها ارزش و احترام بیشتری قائل باشند. این گروه از مردها در نظر خانم ها بسیار موجه تر از سایرین هستند..................



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و سوم مرداد 1388 توسط یه ... که میخونه |

بعضی وقت ها چیز های کوچک اعصاب ما را بی خودی و زیادی خورد می کنند. بعضی ها هم کلآ این اخلاق را دارند که هر مشکلی را فاجعه ببینند و فقط دنبال بهانه می گردند برای ناراحت بودن. چیز هایی که واقعآ چند ساعت هم اهمیت ندارند چه برسد به ده سال! وقتی واقعآ تاثیر بدی در زندگی دراز مدت شما نخواهند داشت چرا باید بی خود روز خود و اطرافیان تان را تلخ کنید؟

ده مورد زیر شاید امروز اهمیت داشته باشند ولی ده سال دیگر آنها را حتی به یاد هم نخواهید آورید:

۱- غلط املایی در پستی که نوشتید!

۲- عوضی ای که امروز تو خیابون موقع رانندگی بهتان فحش داد!

۳- لنگه جورابی که وقتی مادر زن تان آمد روی دسته صندلی آشپزخانه بود!

۴- خروجی ای که توی اتوبان رد کردید!

۵- کتاب هایی که سه روز دیر به کتابخانه پس دادید!

۶- رفتن برق وقتی داشتید برنامه مورد علاقه تان را تماشا می کردید!

۷- کامنتی که زیر پست درد دل های شما داشتن «وب خوب» را به شما یادآوری می کند و درخواست تبادل لینک می کند!

۸- هزار تومان اضافه ای که اشتباهی به راننده تاکسی دادید!

۹- بچه ای که بهتان زبان درازی کرد!

۱۰- خراشی که موقع اصلاح روی صورت تان افتاد!

حالا مواردی را بخوانید که ده سال دیگر از اینکه امروز یا این روز ها آنها را انجام داده اید خیلی خوشحال خواهید شد:

۱- نوشتن ایده ها و هدف های تان!

۲- کار کردن در ساعاتی از روز که بیشترین انرژی و کارایی را دارید!

۳- گفتن «دوستت دارم» به همسر و فرزندانتان!

۴- خوردن کلی میوه و سبزیجات!

۵- نیم ساعت پیاده روی ، طلوع آفتاب ، هوای صبح ، ورزش!

۶- زود بیدار شدن برای کار کردن روی چیزی که واقعآ برای تان مهم است!

۷- وقت گذاشتن برای یاد گرفتن یک حرفه تازه یا به روز کردن اطلاعات فعلی تان!

۸- وقت گذاشتن برای خودتان ، برای فکر کردن ، برای آرامش!

۹- دادن یک تست کامل پزشکی!

۱۰- ترک یک عادت بد! ، ترک سیگار!

نظرتون چیه؟ با خودتان رو راست باشید! یک لحظه فکر کنید. ده سال دیگر ، سال ۱۳۹۸ به کدام یکی فکر می کنید؟ لنگه جورابی که توی آشپزخانه بود؟ خروجی اتوبان؟ یا کم کاری های بزرگی که در راه رسیدن به اهداف تان کردید؟

به جای اینکه خودتان را بی خود نگران چیز های کوچکی کنید که یکی دو روز بعد فراموش می کنید روی اهدافی تمرکز کنید که در دراز مدت باعث موفقیت و رضایت شما از زندگی می شوند.

نوشته شده در تاريخ جمعه شانزدهم مرداد 1388 توسط یه ... که میخونه |

گاندی معتقد بود هفت مورد در زندگی افراد وجود دارد که اگر بدون هفت مورد دیگر باشد، خطری برای فرد و جامعه به وجود می آورد.

آن هفت مورد و هفت مورد مکملشان به این شرح هستند:

1- ثروت بدون زحمت 2- دانش بدون شخصیت 3- علم بدون انسانیت 4- سیاست بدون شرافت 5- لذت بدون وجدان 6- تجارت بدون اخلاق 7- عبادت بدون ایثار.

احتمالا شما هم نظریه گاندی را تصدیق می کنید، مواردی که گفته شد ......



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ جمعه شانزدهم مرداد 1388 توسط یه ... که میخونه |
Blog Skin